پیام شهین نوایی از زنان حاضر در تظاهرات سال ۱۳۵۷، به کارزار زنان

پیام به راهپیمایی «کارزار مبارزه با خشونت دولتی، اجتماعی و خانگی بر زنان در ایران»

مارس ۲۰۱۹

درود فراوان به زنان آزاده و مبارز، دست‌اندرکاران برگزاری این بزرگداشت و شركت‌كنندگان در این راهپیمایی تاریخی در بزرگداشت چهلمین سالگرد جنبش نوین زنان ایران. رزمتان پایدار.

متاسفم که نمیتوانم با شما همگام باشم، اما با یادتان در تظاهرات روز جهانی زن در قاره‌ای دیگر شرکت خواهم داشت. جنبش فمینیستی جهانی ست و از پیوند بین المللی آن بسیار آموخته‌ایم.

زنان ایرانی در دیاسپورا همواره این روز را گرامی داشته‎اند و به همت آنان تنها فیلم بر جای مانده از حرکت تاریخی در روزهای نهم و دهم مارس ۱۹۷۹، هیجدهم و نوزدهم اسفند ۱۳۵۷ که توسط زنان فمینیست فرانسوی تهیه شده بود، با زیرنویس به زبان‌های مختلف در چهار قاره جهان در گردش است. هر بار که این فیلم را دیده‌ام، هیجان زده به آن روزها پرتاب می‌شوم.

صبح زود روز هشتم مارس همگام هزاران زنی شدم که محوطه دانشگاه تهران را به اشغال خود در آورده بودند. این تجمع که به تدریج به میلیون نیز رسید ، بدون تدارک قبلی از زنان خشمگین و مصممی بود که در پاسخ به سخنان خمینی در قم* به خیابان‌ها آمده بودند تا پاسخی جانانه به قدرت‌خزیدگان جدید داده باشند. گفتمان لاییک زنان در آن روزها در شعارهای آنها متجلی بود. آن‌ها نشان دادند که پیشرفت جامعه در گرو آزادی و دموکراسی و شرکت همه جانبه زنان خواهد بود؛ و تجربه نشان داده که بدون آزادی و دموکراسی و دخالت فعل زنان هرگز به پیشرفت نخواهیم رسید. این زنان علیه شاه دیکتاتور برخاسته بودند و در آن روز به خوبی دریافتند که «در صبح آزادی جای زن خالی است» و یا در شعار «آزادی نه شرقی است، نه غربی، جهانی است» نشان دادند که بر خلاف درک سنتی نیروهای مترقی چپ و سازمان‌های نام‌دار آن دوران مانند «چریکهای فدایی خلق» و در یک کلیت جامعه روشنفکر ایرانی در آن روزها از آزادی زنان، درکی جهان دارا نبودند.

تمام روز هشتم مارس در دانشگاه تهران در حرکت بودم، دلم می‌خواست این زنان هشیار را بیشتر بشناسم. برف می‌بارید و هوا سرد بود، ولى خللی در خواست آن‌ها که خواهان عکس‌العملی سخت به گفتمان خمینی بودند وارد نمی‌کرد.

جلو دانشکده حقوق، جمعی از زنان گرد هم ایستاده و با هم در گفتگو بودند. کمی آن‌طرف‌تر عده‌ای زن جوان با صدای بلند شعار «مرگ بر خمینی» می‌دادند. با تعجب به آن‌ها نزدیک شدم و جسارت‌شان را ستودم. آن‌ها از من جسورترو بی‌پرواتر بودند، تا به امروز حس قوی آن‌ها را در پیش‌بینی وقایع بعدی تحسین می‌کنم.

قرار بود سه برنامه سخنرانی به مناسبت اولین هشت مارس در بهار آزادی- در دوران حکومت پهلوی، برگزاری هشت مارس ممنوع بود و به جای آن ۱۷ دی‌ماه را روز زن نامیده بودند- از طرف سه تشکل زنان در دانشکده‌های ادبیات، حقوق و هنرهای زیبا برگزار شود. ساعت ده صبح به سالن دانشکده ادبیات، تالار فردوسی، رفتم. تالار چنان آکنده از جمعيت بود که هیچ حرفي شنیده نمی‌شد. همهمه و نا آرامی زیاد بود، جمعیت خواهان یک عمل بود و نه بحث و گفتگو در مورد روز زن. پس از مدت کوتاهی همگی از سالن خارج شدیم و به طرف در بزرگ دانشگاه تهران در حرکت، که گفته شد اشرف دهقانی در ستاد چریک‌های فدایی خلق در خيابان ميکده (ساختمان اشغال‌شده ساواک تهران) سخنرانی می‌کند. چندین هزار نفر به آن طرف حرکت کردند. من نیز با جمعیت برده شدم. به ستاد فدایی‌ها رسیدیم. از سخنرانی «اشرف دهقانی» خبری نبود. خود را به محل ستاد رساندم و جستجو کردم، گفته شد شایعه است. در نزدیکی ستاد دو زن را دیدم که با چادر مشکی ایستاده و جمعیت را نظاره می‌کنند. از آن‌ها خواستم به جمع بپیوندند. گفتند: «مواظب باشید ماجرای زنان قابلمه به دست شیلی تکرار نشود.»

نمی‌دانم به چه دلیل به این فکر رسیده بودند که طرفداران سلطنت پهلوی این تظاهرات را برپا کرده‌اند؟ سیستمی که خواسته‌های زنان پیشرو را سرکوب کرده بود. سیستمی که درونی کردن ارزش های مردسالاری و جدایی جنسیتی از اصول آن بود. و سعی در پرورش زنان «نجيب خانه دار» و «مادران نمونه با فرزندان بسیار» داشت و نه زنان بی پروا، خودگردان وشجاع.

دو هفته قبل از هشت مارس ۱۳۵۷ با چندین زن دیگر در جلسه بحثی آشنا شده بودم که خواهان بوجود آوردن تشكل مستقل زنان بودیم. مستقل از کلیه تشکل‌های سیاسی. خودگردان و خودكفا، آزاد از قیمومیت گروهی در اپوزیسیون مترقی. به دلیل دیکتاتوری حاکم در زمان حکومت شاه ما فاقد تجربه کار دموکراتیک و یا صنفی در ایران بودیم و به این دلیل می‌دانستیم که باید گام به گام فرا گیریم و مخالف تشکیلات از بالا تعيين‌كننده. به این مناسبت ما اطلاعیه‌ای نوشته و از علاقمندان دعوت کرده بودیم که برای بحث و گفتگو به ما بپیوندند. اما در آن روز تاریخی مجالی برای پخش این دعوت نبود. عصر هشت مارس جمع تقریبا بیست نفره ما جمع شدیم که مشاهدات خودمان را رد و بدل كنيم. قرار روز بعد بر این شد که در نقاط مختلف شرکت کنیم و تجربه‌مان را بررسی نماییم.

روز نهم مارس باز هم جمعیت انبوهی در دانشگاه تهران و خیابانهای اطراف آن گرد آمده بودند. تعداد زنان سحرخیزتر از من بسیار بود. همگی با هم حرف می‌زدند، که تا آخر خواهیم ایستاد و نمی‌گذاریم ما را حذف کنند. زنان همگی سکولار بودند. آن‌هایی هم که با روسری و یا چادر آمده بودند خواهان آزادی زنان. به خاطر ندارم چه ساعتی بود که همراه هزاران زن در خیابان انقلاب حرکت کردیم. عده ای به طرف میدان ازادي، و عده ای به طرف ایستگاه رادیو تلویزیون. در روز دوم دسته های عربده کش حزب الله با فریاد «یا روسری یا توسری» افزایش یافته بود و هر چند که تعدادشان در مقایسه با تظاهرکنندگان اندک بود، ولی با زنجیر به زنان حمله می‌کردند. با اینکه تظاهرات روز قبل از طرف نیروهای مترقی به دلیل گفتمان«ضد امپریالیستی» و این‌که «حجاب مسئله ثانوی است» یا «حجاب مسئله زن زحمتکش نیست» مورد حمایت قرار نگرفته و یا کاملا ندیده گرفته شده بود – تعداد زیادی از مردان مترقی با زنجیر کردن دستهایشان از تظاهرات حمایت میکردند و مانع حمله حزب‌الله سازمان‌یافته به صف تظاهرات می‌شدند.

حمایت آن‌ها در روزهای بعد نیز ادامه داشت. در طی حرکت به طرف ایستگاه تلویزیون در خیابان انقلاب و ولی عصر ( پهلوی سابق) مرتب بر تعداد تظاهر کنندگان اضافه می‌شد. آنها از ادارات و یا وزارت‌خانه‌های در مسیر خارج شده و می‌پیوستند. پرستاران از بالکن و یا پنجره کلینیک‌ها و بیمارستان‌ها حمایت خود را با دستان گره کرده نشان می‌دادند.

جلو ایستگاه تلویزیون زنان کارمند آن روی پله ها ایستاده و با نزدیک شدن جمعیت شادي‌کنان به جمع پیوستند. اعتراض به دلیل عدم پخش اخبار تظاهرات و وقایع روز قبل بود، با اینکه خبرنگاران تلویزیون، دوربین به دست همه جا حضور داشتند.

روز دهم مارس نیز تظاهرات ادامه داشت. حکومت در عصر این روز اعلام عقب نشینی کرد. امیرانتظام سخنگوی دولت موقت و آیت الله طالقانی، که به دلیل مبارزه‌اش با شاه تنها آخوند مورد احترام مردم در قبل از انقلاب بود، به تلویزیون آمدند و به نوعی حرف خمینی را پس گرفتند و توجیه کردند که به هیچ وجه اجباری در رعایت حجاب نیست و زنان می‌توانند بدون حجاب سرکار بروند، منظور عليه بی بند و باری بوده ( نقل به معنی)!

قرار بود جمع کوچک ما با خانم خواجه نوری یکی از اعضای «جمعيت زنان حقوقدان» و تعدادی دیگر جمع شده و خواسته‌های خودمان را در بیانیه‌ای منتشر کنیم. این نوشته به عنوان قطعنامه در روز چهارم درون دادگستری و خارج از آن خوانده شد.

در اولین خیزش خود به خودی و قدرتمند زنان، حکومت عقب‌نشینی کرد. ولی بعدها به تدریج پس از قلع و قمع روزنامه‌ها و تشکلهای سیاسی و صنفی و بسته شدن دانشگاه‌ها و جنگ با عراق و بیکار کردن تعداد بی‌شماری از زنان، در پنجم مرداد ۱۳۶۳ (۱۹۸۴) دولت لایحه حجاب اجباری را از مجلس گذارند و از آذرماه همان سال به اجرا درآمد و كليه زنان را در ایران، اعم از مسلمان و غیرمسلمان، ایرانی و غیرایرانی، مقید به پوشش اسلامی نمود.

شور و شعف آن تظاهرات را هنوز حس می‌کنم. تظاهراتی که راه و هدف آینده زندگی مبارزاتی‌ام را رقم زد. هنوز آن صداها در گوشم طنین انداز است. «ما انقلاب نکردیم تا به عقب برگردیم». «در صبح آزادی جای حق زن خالي». «آزادی نه شرقی است، نه غربی، جهانی است».

مبارزه زنان در ایران و در دیاسپورا در چهل سال گذشته ادامه داشته. زنان در جامعه ایران همچنان به عنوان پیش‌قراولان آزادی‌های اجتماعی و فردی در تک تک روزهای چهل سال گذشته عليه حجاب اجباری مبارزه کرده‌اند. تداوم این مبارزات از هشت مارس ۱۳۵۷تا ویدا موحد در دیماه 1396 و «زنان خیابان انقلاب» در این سال و سپیده قلیان در دی‌ماه ۱۳۹۷نشان داده شده.

پس از سرکوب خشن سال ۱۳۶۰، زنان در محافل و جمع‌های کوچک هشت مارس را جشن گرفته و پاسداری کرده‌اند. شکل‌گیری حرکات اعتراضی در فرصتی که فضای جامعه کمی بازتر بوده تا برپایی «کتابخانه صديقه دولت‌آبادي»، «كمپين یک میلیون امضا»، «نه به سنگسار»، «زلزله بم»، «آزادیهای یواشکی»، «زلزله کردستان»، «چهارشنبه‌های سفید»، «تجمع زنان روز هشت مارس جلو وزارت کار در سال ۱۳۹۶» نشان از تجربه‌های رنگارنگ در ایران بوده.

در دیاسپورا نیز شکل‌گیری بیش از ۱۵۰ تشکل مستقل در سه قاره مختلف از سال ۱۹۸۰ تاکنون نشان از خواست آزادی و رشد آگاهی فمینیستی این زنان در درجات متفاوت بوده.

نگاهی به این تجربه‌ها نشان می‌دهد که نه چانه‌زنی با حکومتیان و جناح‌های مختلف آن و نه وابستگی به قدرت‌مداران خارجی در انواع متفاوتش از ان‌جی‌او-ها گرفته تا برنامه‌های تلویزیونی و رادیوئی، هیچ‌کدام زنان را به آزادی، خودگردانی و استقلال نمی‌رساند. بلکه مبارزه زنان برای دگرگونی در ساختار قدرت حکومتی در ایران و مشارکت عمومی می‌تواند در مرحله اول پاسخگوی خواسته‌های دموکراتیک زنان و تغيير قوانین زن‌ستیز آن با شرکت و دخالت فعل خود زنان در کلیه سطوح جامعه باشد.

به امید آن روز!

شهین نوائی

برلن، ژانویه ۲۰۱۹

 

* خمینی در روز هفتم مارس ۱۹۷۹ زنان را به حضور پذیرفته بود و گفته بود «زنان می‌توانند در وزارتخانه‌ها کار کنند ولی با حجاب اسلامی»