پیام زهره خیام از زنان حاضر در تظاهرات سال ۵۷، به کارزار زنان

با درود به زنان مبارز ایران که مشعل آزادی‌خواهی را برافروخته و پرچم برابری‌طلبانه را در یکی از تاریک‌ترین دوران‌های تاریخ ایران برافراشته نگاه داشتند.

به عنوان یکی از شرکت‌کنندگان در این حرکت ماندگار و ضبط شدنی در تاریخ جنبش سیاسی مردم ایران و جنبش فمنیستی جهان فرارسیدن سالگرد نخستین رویارویی گسترده با حاکمیت جهل و رذالت جمهوری اسلامی  را تهنیت میگویم.

چهلمین سالگرد تطاهرات پر ور و دامنه‌دار زنان دلاور هموطن ما که زیر ریزش برف در هفتمین روز اسفند اه هزاروسیصدوپنجاه وهفت اغاز گردید و روزهای متوالی ادامه یافت بر همه انسان‌های ترقی‌خواه فرخنده باد.

در چنین روزی زنان دلاور میهن ما در برابر چشمان حیرت‌زده جهانیان در پاسداری از حقوق به کف آورده بزرگترین «نه» در تاریخ وطنمان ایران را به واپسگرایان تازه به قدرت‌رسیده فریاد کردند. این نه تاریخی به منزله حفظ هویت انسانی و تضمین برابری در حقوق شهروندی بود. با سردادن این فریاد اعتراضی زنان، نحوست واپسگرایی حاکمان به قدرت رسیده را به دیگر شهروندان یادآور شدند. زنان آگاه ما به نیمه دیگر شهروندان که مهر سکوت بر لب داشتند هشدار خزیدن به آینده‌ای تاریک و تیره دادند و از آنان خواهان پشتیبانی و همبستگی شدند.

این حرکت وسیع اعتراضی نه تنها تازه به قدرت رسیدگان در ایران را متحیر ساخت که جهانی را به شگفتی کشاند. رهبران جنبش فمنیستی جهان با شادی و شگفتی به حمایت از این واقعه تاریخی روی آوردند و فراگیری از آن را به زنان جهان به ویزه زنان غرب توصیه کردند.

با تاسف اما این حرکت گسترده اعتراضی که حتی حاکمیت ارتجاع نوین را موقتا به عقب نشاند از حمایت بسیاری از نیروهای به اصطلاح ترقیخواه به دلایل گوناگون برخوردار نشد. از یک سو نیروهای سیاسی متشکل سرگرم یافتن راه حل برای به بازی گرفته شدن در شکل دادن به قدرت سیاسی نوین بودند چرا که با استدلال خرده‌بورژوا بودن اقشار مذهبی در حکومت از فاصله‌گیری با آن احتراز می‌کردند و از سوی دیگر به اصطلاح روشنفکرانی که از سوی حزب توده تغذیه می‌شدند نظر به این که در شکل‌گیری و بسیج زنان این نیروی وسیع اجتماعی نقشی نداشتند از حمایت از این نخستین حرکت وسیع اعتراضی سر باز زدند. حزب توده‌ای که در تاریخ معاصر ایران همواره در موضعی علیه منافع ملی و مردمی قرار گرفته است. جامعه به اصطلاح روشنفکری ایران با ارعاب مردم از احتمال مداخله نیروهای امپریالیستی و مقایسه زنان قابلمه به دست شیلی در جریان براندازی حکومت آلنده با موج وسیع و آگاه زنان ایران و شعارهایی از قبیل اینکه رهایی زنان از رهایی زحمتکشان جدا نیست به خاموش‌سازی این بیان پر طنین مبارزات دموکراتیک و مردمی ایران دست یازیدند.

اگرچه این تظاهرات وسیع و فراگیر در نتیجه عوامل مذکور و ریاکاری ملایان مرتجع تدریجا به خاموشی گرایید شراره آتش زیر خاکستر آن در اشکال و ابعاد نوین بار دیگر شعله‌ور شد. زنان آگاه و مبارز ایران دریافتند که چانه‌زنی از پایین و شرکت در سفره‌های ابوالفضلی مایه اتلاف انرژیست و چاره‌ساز نیست. مبارزه از نوع حرکت زنان خیابان انقلاب و چهارشنبه‌های سفید نقطه عطفی در ماهیت این تلاش وسیع بود که ابعادی جهانی یافت. واکنش مثبت و حمایت گسترده مردم از این اقدامات- حاکی از همگامی آن‌ها برای دگرگونی ساختاری است. امروز نیز اعلام پایان یافتگی مبارزات چشمگیر زنان به واقع ابراز هراس ذهنیتی است که مماشات و چانه‌زنی را بر دگرگونی ریشه‌ای ارجح می‌داند. زنان مبارز ایران چهار دهه پیش به روشنی دریافته بودند که انقلاب نکردند تا به عقب برگردند. آگاهی، دلاوری و ابتکار عمل زنان مبارز حضور پررنگ آنان در جنبش اعتراضی امروز پیام‌آور تحولی است که در انتظارش هستیم.

شرکت در این مبارزه همدوش زنان مبارز وطنم از آن روز برفی در تهران مایه افتخار همیشگی و راهنمای عملم بوده و هست.

زهره خیام