پیام مینو جلالی، از زنان حاضر در خیزش اسفند ۵۷، به کارزار زنان

با دورد به شرکت کنندگان «کارزار مبارزه با خشونت دولتی، اجتماعی و خانگی بر زنان در ایران» و با سلام وستایش بر تمامی زنان مبارز در ایران که مشعل مبارزه برای آزادی و برابری را در چهل سال گذشته روشن و فروزان نگه داشته‌اند.

من و شما زنان در تبعید، خود را بخشی از مبارزه عادلانه زنان در ایران می‌دانیم، گرچه چون آنان آماج سرکوب مستمر و سبعانه دولتی نیستیم.

اگرچه در هشتم مارس به علت تبعید نمی‌توانیم در ایران درکنار زنان مبارز گام برداریم، اما در این روز دوراز آنان ولی با آنان علیه خشونت دولتی، اجتماعی و خانگی بر زنان در ایران هم‌صدا خواهیم بود. آن چه از روز هشتم مارس 1357 و تظاهرات باشکوه آن بیشتر به خاطر دارم و خواهم داشت، هیجان و امیدی بود که سر تا پای وجودم را فرا گرفته بود. هیجان از این‌که با موج بی‌شماری از زنان، از اقشار و سنین مختلف ، هم‌گام و هم‌صدا بودم و امید به این‌که این سیل خروشان بتواند سودای آنان را که خواستار اعمال هنجارهای 1400 ساله بر زنان بودند در هم کوبد.

بدون تردید دوستان بسیاری در پیامشان خاطرات خود را از آن چند روز سرشار از مقاومت و همبستگی به نحو شیوایی بیان داشته‌اند.اما پرسشی که ناگزیر طرح است این‌که چرا این وسعت مخالفت و در پی آن عقب‌نشینی موقت رژیم، نتوانست در نهایت مانع از سرکوب گسترده زنان و نقض حقوقشان گردد. پاسخ به این پرسش برای آینده مبارزات ما زنان اهمیتی ویژه دارد. در این ارتباط بجاست که به یاد آوریم که سه روز قبل از تظاهرات زنان همایش بسیار وسیعی از گروه‌های دمکراتیک و چپ در احمدآباد (حوالی تهران) صورت گرفت. این دو کنش عظیم حاکی از حضور دو جریان وسیع در صحنه مبارزه بر علیه رژیم است.اما متاسفانه جریان حامی عدالت اجتماعی و دموکراسی و حرکت زنان برای احراز برابری نتوانستند به طور ارگانیک به هم به پیوندند. این انفصال به نظر من از جمله دلایل موفقیت رژیم در سرکوب همگان به ویژه زنان است. امید آن است که بتوانیم در مبارزاتمان پیوندی ارگانیک با تمامی جریانات دمکراتیک و عدالت جویانه برقرار سازیم.

و با آرزوی آزادی و برابری زنان در ایران

مینو جلالی

لندن، مارس ۲۰۱۹