رفرم یا انقلاب

در برخورد به بیانیه های 14 نفره

 

نارضایتی های اجتماعی در ایران امر تازه ای نیست و از بدو قدرت گیری نظام جمهوری اسلامی هر روز اقشار وسیعتری از آحاد جامعه را در بر گرفته است. از دی ماه 96 اما این نارضایتی ها وارد فاز تازه ای گردید و به خشم توفنده ای بدل شد که از تمامی مجاری جامعه، از هر کوی وبرزن و از هر روزنه ای به بیرون فوران کرده و به معضلی جدی در مقابل کل نظام بدل شد. زنان عاصی جامعه که هم به عنوان نیمی از جمعیت کشورفشارهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی را مثل مردان متحمل می شوند و هم به عنوان جنس دوم، متحمل خشونت های دولتی، اجتماعی و خانگی، هستند، در صفوف مقدم همه اعتراضات اجتماعی جسورانه سینه سپر کرده و خشم و نفرت خود را نسبت به سیاست های مردم ستیز و به ویژه زن ستیز حکومت، فریاد زدند. زنان  خیابان انقلاب که پرچم ایدئولوژیک نظام یعنی حجاب اجباری را پایین کشیدند یکی پس از دیگری دستگیر و زندانی شدند ولی این امر مانع از تکثیر سریع آنان نشد. آنها خوب می دانستند که بابت این جسارت باید بهای سنگینی بپردازند، اما چنان قدرت حاکمه را به سخره گرفته و هر روز بر تعدادشان افزوده شد که رژیم را مستأصل کردند. امواج این خشم توفنده به قدری گسترده بود که حکومت را به تکاپو انداخته و از هر حربه ای برای کنترل آن استفاده کرد. کنترل و بگیر وببند، شکنجه های روحی و جسمی، اعتراف گیری های تحت فشار و پیامک های تهدید آمیز، افزایش گشت های خیابانی، چهارشنبه های طلایی و سنجاق کردن حجاب بر سر زنان و بسیاری دیگر از اهرم های فشار از طرف رژیم به کار انداخته شد تا بتواند یک بار دیگر این غولی را که از چراغ بیرون آمده بود به همان محدوده تنگ و تاریک و آرام خود برگرداند؛ ولی مبارزات جنبش های مختلف اجتماعی هر روز از گوشه ای سر بلند کردند.  مبارزات کارگری وارد فاز تاره ای شد و راه کار جلو گذاشت. نقش زنان  در جنبش کارگری، از لشگر پاسیو “خانواده های کارگران” به رهبران، سخنگویان و افشاگران اکتیو و اثر گذار تبدیل شده و به همان نسبت هم با خشونت و بگیر وببند و شکنجه و… بیشتری از گذشته روبرو شدند. دانشجویان به حمایت از زنان و مبارزات آنان علیه حجاب اجباری به میدان آمده با شعارهای خود هم همه جناح های رژیم مرتجع ایران را محکوم ساختند و هم به درستی نقش فریبکارانه امپریالیست ها را افشا ساختند.

در یکی از ملتهب ترین دوران های حیات جمهوری اسلامی، که حکومت به غیر از مزدوران خود دیگر پایگاه توده ای نداشته و توهم زحمتکشان جامعه نسبت به جناح های مختلف رژیم، به درجات بالایی فرو ریخته است، بیانیه ای معروف به بیانیه 14 فعال سیاسی و مدنی، و به فاصله کوتاهی بیانیه تکمیلی، با خواست استعفای خامنه ای در ایران پخش شد. 14 زن کنشگر با خواست برابری و سیاست های مشابه 14 نفر قبلی، هم بیانیه ای صادر کردند و به دنبال این دو هم گروه های دیگری در حمایت از این حرکت، بیانیه های خود را صادر کردند.

 مخاطبِ امضا کنندگان این بیانیه ها کیست. امضا کنندگان این بیانیه ها، تحقق خواست های خود را (استعفای خامنه ای تغییر قانون اساسی، برابری زن و مرد و ..،) از کدام شخص یا ارگان انتظار دارند؟ کارکرد این گونه بیانیه ها چیست؟  آیا می توان انتظار داشت که خامنه ای بعد از خواندن این بیانیه، قدرت را دو دستی تقدیم کرده، از سیاست کناره بگیرد و شرایط تغییر قانون اساسی را مهیا کند؟ مسلما نه! پس موضوع چیست و این بیانیه ها به چه امری خدمت می کند.

واقعیت این است که بیانیه ای که جنایتکاران رژیم را مخاطب قرار داده و از آنها می خواهد که مسالمت آمیزانه از قدرت کناره گیرند، با خاک پاشیدن به چشم مردم، یکبار دیگر حقانیت برای این رژیم بی پایه قائل شده است. در کدام نقطه از جهان و در کدامین برهه تاریخی رژیمی جنایتکار و ضد مردمی و یا حاکمان چنین رژیمی، بنا بر خواست مردم و یا بنا بر خواست عده ای که با پشتوانه تغییر شرایط عینی جامعه، عبور از یک نظام را طرح کرده اند، از قدرت کناره گرفته اند. حتی اگر قرار باشد که در یک شرایط ناممکن تغییراتی را که این بیانیه ها به دنبال آن هستند اتفاق بیافتد، آیا توقع نویسندگان و حامیان این بیانیه ها این است که ماهیت ضد زن و ضد بشری رژیم تغییر کرده و رهبری از جنس مردم به قدرت رسیده و قانون اساسی در خدمت توده ها تصویب گردد؟

در31 امین سالگرد قتل عام زندانیان سیاسی شاهد حضور هزاران زندانی سیاسی در زندان های مخوف جمهوری اسلامی هستیم، که تنها به دلیل اعتراض به سیاست های ضد مردمی این رژیم در رابطه با شرایط بد اقتصادی، عدم وجود آزادی های اجتماعی، حقوق اولیه زنان، اقلیت های ملی، قومی، مذهبی و فعالیت برای حفظ محیط زیست، ناچارند زندان های طویل المدت و شکنجه های قرون وسطایی رژیم را تحمل کنند. شاهد اعدام و خودکشی شدن وقتل بسیاری از زندانیان زیر شکنجه و یا به دست زندانیان غیر سیاسی که با وعده های زندانبانان تطمیع شده اند، هستیم. اینکه توقع داشته باشیم با تعویض خامنه ای و چند خط از قانون اساسی، معضلات حاد جامعه مثل فقر، تن فروشی، اعتیاد، فروش اعضای بدن، فروش و تجاوز به دختربچه ها تحت نام ازدواج، دزدی و اختلاس، حجاب اجباری، عدم وجود آزادی بیان و اندیشه و سایر آزادی های اجتماعی، حل و یا حتی تعدیل شود، توهمی است در خدمت به تحکیم همین نظام.

توهم نسبت به حمایت از طرف امپریالیست ها ی غربی که با تشدید تحریم ها، عرصه را بیش از پیش به مردم ایران و بیش از همه به اقشار تحتانی جامعه تنگ کرده اند و هدفی به جز مهار بیش از پیش رژیم در جهت تامین منافع خود ندارند هم خطر دیگری است که بخش هایی از جنبش مردمی را تهدید می کند و این بیانیه ها با سکوت در مقابل نقش امپریالیست ها، در واقع به آن دامن می زنند.

برای فعالین “کارزار مبارزه علیه خشونت دولتی، اجتماعی و خانگی بر زنان در ایران” روشن است که تحقق خواست زنان و سایر اقشار تحت ستم و زحمتکشان جامعه، بدون انقلاب و تغییرات اساسی در کلیت ساختارهای حاکم بر جامعه، ممکن نخواهد شد. و اولین گام در جهت تحقق انقلاب در ایران، سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی، است.”انقلاب” و “سرنگونی” واژه هایی هستند که متن این بیانیه ها ی ظاهرا تند و تیز و منتقد نظام، از آن احتراز کرده اند. تغییر عناصر حکومت حتی در سطح رهبری، بدون دست زدن به ساز و کار رژیم و نیروهای سرکوبگر نظامی و …  تنها می تواند چند صباحی صورت ظاهر رژیم را تغییر دهد و به فروکش کردن خشم توفنده مردم در این برهه حساس کنونی ختم شود. این گونه بیانیه ها که در مقابل خشونت افسار گسیخته رژیم “عدم خشونت” را به معترضین توصیه و تبلیغ می کند، امتدادی است بر توهم اصلاح رژیم و ابزاری است برای کنترل و تغییر جهت مبارزات و اعتراضات توده ای. این بیانیه ها قصد دارد مردم جان به لب رسیده را از  زیر و رو کردن این مناسبات کهنه و پوسیده کنونی و جایگزین کردن مناسبات نوینی که در یک جامعه انقلابی بتواند در جهت رفع هر گونه ستم بر زنان و همه ستمدیده گان گام بردارد، دور کند. زنان در سرنگونی انقلابی رژیم زن ستیز جمهوری اسلامی برای تحقق خواسته های شان در جهت رهایی  از  فرودستی، ذینفع ترین هستند.

کارزار مبارزه علیه خشونت دولتی، اجتماعی وخانگی بر زنان در ایران

سپتامبر 2019

www.kaarzaar.org

karzar.zanan.2016@gmail.com

https://facebook.com/kaarzaar

https://instagram.com/kaarzaar